![]() |
![]() |
|
| حقوق بشر |
|
جوان 22ساله ای به دلیل شلیک گلوله به سر، جان خود را از دست داد.
این خبربه خودی خود عجیب نیست. اما اگر دلیل آن را بدانید یقینا منقلب خواهید شد. میثم دوستدار،دانشجوی 22ساله رشتی هفته گذشته همراه یکی از دوستانش سوار بر یک پراید درصف پمپ بنزین گلسار، منتظر رسیدن نوبت خود بودند. در همین حین یک ماشین گشت پلیس به پراید دو جوان نزدیک شده وبا تحکم ار آنان می خواهد که صدای رادیو پخش اتومبیل ودر واقع موزیک را کم کنند. تا به زعم شان آلودگی صوتی ایجاد نشود. میثم که از محدودیتهای دایمی خسته شده بود ناگهان برآشفته می شود وبه تندی جواب مامور را می دهد و از دوست خود درخواست می کند که با سرعت محل را ترک کنند .افسران سرنشین الگانس که گویا انتظار این درشتی رانداشتند به جوانان سر نشین فرمان ایست می دهند. اما آنان به سرعت گلسار را ترک کرده وبه سمت خیابانی دیگر می روند. ادامه ی واکنش پلیس ، دقایقی بعد فاجعه ای بزرگ را در شهر باران رقم زد.با بیسیم به ماموران انتظامی دستور داده شد که « تمام مبادی های ورودی و خروجی رشت بسته شود». میثم ودوستش به پیر بازار یکی از محلات قدیمی رشت رسیده اند. یکی از شاهدان ادامه این ماجرا را اینگونه تعریف می کنند: ما تصور می کردیم که این دو جوان یا قتلی مرتکب شده اند یا درحال حمل مواد مخدر هستند که تمام امکانات نظامی شهر برای دستگیریشان بسیج شده ودر کمال تعجب دیدیم یکی از درجه داران پاسگاه پیرسرا مستقیما تیری را به سمت شیشه جلوی ماشین شلیک کرد که به سر سرنشین جلویی اصابت کرد و پراید متوقف شد. به همین راحتی میثم دوستدار به دلیل به کارگیری الفاظی که به نظر پلیس نامناسب می آمد جان خود را از دست داد. ماجرا وقتی دردناکتر می شود که ماموران امنیتی دو سه روز بعد از قتل میثم از نشان دادن جنازه ی این جوان به خانواده اش خودداری می کردند . که با پیگیری های مستمر پدر این جوان، جسد بیجانش تحویل خانواده ی داغدار شد. اطرافیان دوستدار، از مقاومت خانواده ی وی برای عدم دفن جنازه ی پسرشان خبر می دهند. که با دستور مقامات امنیتی و تهدید این خانواده، جسد میثم به خاک سپرده شد. طبق قانون ، ماموران هرچند اجاز ه ی حمل سلاح را دارند اما استفاده از اسلحه فقط در شرایط خاص الزامی است. آن هم با چند بار فرمان ایست واخطار وزدن تیر به لاستیک اتومبیل ، ودر صورت اجبارشلیک تیر به سمت یکی از اعضای بدن مثل دست یا پا، نه آنکه مامور سلاح به دست با بیرحمی تمام گلوله را به سمت مغز جوان نشانه بگیرد. به چه جرمی ؟ نه تجاوز به عنف، نه سرقت مسلحانه ، نه قتل یا ترور فقط به دلیل توهین به مامور انتظامی. با فرض اینکه جوان از سخیفت ترین وپست ترین جملات استفاده کرده باشد آیا باید با او چنین برخوردی صورت می گرفت؟ آیا مامور خاطی محاکمه می شود و اصلا خانواده ی میثم جرات و اجازه ی طرح شکایت خود را در دادگاه پیدا می کنند؟ |
|
+ نوشته شده در
2008/5/3ساعت 23:33 توسط Sedigheh Jafari |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
و آن نگفتیم که به کار آید ، چرا که تنها یک سخن ، یک سخن در میانه نبود : آزادی ! ما نگفتیم تو تصویرش کن ! (احمد شاملو-به ياد ايران درودي 14-12-1351) |
| نویسندگان |
|
Sedigheh Jafari صدیقه جعفری |
|
RSS
|